خدایا عزیزی که این مطلب را می خواند بر بال آرزوهایش پرواز کند!



خدایا او را دریاب در تمامی لحظات مبادا خسته شود،بیمار شود بیفتد


و یا غم ببیند!


خدایا دلش را سرشار از شادی کن و آنچه را که به بهترین بندگانت


می کنی به او عطاکن!



آمین.....






тαɢε: خدایا

سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۱ 15:6 voroujak

حس قشنگیه 

 

منتظر یه نی نی بودن!!!

 

 

من برگشتم....





тαɢε: حرف های یک وروجک

جمعه سی ام مرداد ۱۳۹۴ 21:0 voroujak

آخرین لحظات پاییزتون پر از خش خش آرزوهای قشنگ

 

 

 





یکشنبه سی ام آذر ۱۳۹۳ 21:1 voroujak

ﺩﻭﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﻣﺸﺖ ﮐﺮﺩ ﺟﻠﻮﻡ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :


ﺍﮔﻪ ﺑﮕﯽ ﮔﻞ ﮐﺪﻭﻣﻪ ﻣﯿﻤﻮﻧﻢ !!!...


ﭼﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﻮﺩ ...


ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺶ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﻣﻮ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪﺑﻮﺩ ...


ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻧﺶ ﻣﺤﮑﻢ ﺯﺩﻡ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺖﭼﭙﺶ !!!


ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﮔﻠﻪ !!!...


ﺩﺳﺘﺸﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ... ﮔﻞ ﺑﻮﺩ،،،،،


ﺍﺷﮑﺎﻡ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻡ ...


ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻧﺒﻮﺩ،ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺍﺷﮑﺎﻣﻮﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ ...


ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺗﻮ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻫﻢ ﮔﻞ ﺑﻮﺩ!!!!!!


ﺁﻧﮑﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ !!!!


ﺑﻪ ﻫﺮ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ.....

 

 





چهارشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۳ 10:32 voroujak


امرزو سره کلاس مبانی


به جای کلیپ سلامت ؛ فیلم عروسی یکی از خواننده ها رو اشتباها از LCD پخش کردم


به نظرتون حقم نیست اسمم تو کتاب گینس ثبت بشه؟؟


آقای استاد درسمو حذف نکنه صلوات....





دوشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۳ 21:26 voroujak

از وقتی رفتم خوابگاه اصلن احساس غربت نمیکنم


آخه یه هم اتاقی داریم ک کاملن نقش مامان و بابامو واسم بازی میکنه!!


من کولرو روشن میکنم اون خاموش میکنه من پنجره رو میبندم اون باز میکنه


اجازه نمیده حتی تا نون وایی برم !!


ازم میخواد کمدمو مرتب کنم


هر صبح بعد از آماده کردن صبحانه منو بیدار میکنه ( حتی مواقعی که کلاس ندارم )


بهم گوشزد میکنه ک درس بخونم ( در حالی که نیمی از کلاسامون هنوز تشکیل نشده )


در ضمن یک سال هم ازم کوچیکتره !!!


به نظرتون خونش حلال نیست !!!






چهارشنبه نهم مهر ۱۳۹۳ 22:9 voroujak

فکر کنم به زودی بمیرم !!

 

امروز یکم لواشک خوردم.

 

تاکید میکنم یک کم !!!

 

گندش در آومده یکو نیم کیلو بوده ...!!!

 

اون لواشکه منو نکشه مامانم ...

 

یه صلوات وبلاگی پسند بفرستین !!!

 





سه شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۳ 22:44 voroujak

میلیون ها نفر به خاطر دسترسی نداشتن به آب سالم دارن میمیرن

 

حتی تعداد این نفرات از کسایی ک دچار بیماریه ALS هستند هم خیلی خیلی  بیشتره

 

به جایه حروم کردن یه سطل آب به قول یه استادی یه کلوخ بندازین تو سرتون

 

تا یادتون بیاد به زودی خاک ایران  از بی آبی به کلوخ تبدیل میشه

 

یا نیم ساعت زیر آفتاب تابستون وایسین تا این کارگرای زحمت کشو درک کنید

 

نمیدونم .....

 

هر کاری جز تشدید مشکل بی آبی !!!

 

به نظرم همدردی کردن با کسایی که تعدادشون بیشتره واجب تره

 

شاید کمک نا چیزیکرده باشیم به حمایت از مردم این کره ی خاکی ....

 

قبل از تقلید کمی فکر کنید !!

 

 





شنبه هشتم شهریور ۱۳۹۳ 23:23 voroujak

روز دختــــــــــــــــر نزدیکه

 

دخترا هشیار باشین اطرافیانتون دعوا الکی راه نندازن

 

همش سیاسته !!

 

توطئه رو در نطفه خفه کنید. نزارید هدیه هاتونو بپیچونن....

 

 





سه شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۳ 23:28 voroujak

کلاه قرمزي: آقاي مرجي،چي شد شما کچل شدي؟


مجري: از بس که فکر کردم


کلاه قرمزي: اگه به فکر کردن بود که پسرعمه زا جان بايد عين نارگيل ميشد!


مجري: پسرعمه هم وقتي بزرگ شد اگه زياد فکر کنه کچل ميشه


کلاه قرمزي: يني منم بخوام واس درس خوندن فکر کنم کچل ميشم؟


مجري: آره ولي اينو بهونه نکن واس درس نخوندن،

بزرگ که شدي ميري مو ميکاري


کلاه قرمزي: شما که 20ميليون بايد خرج مدرسه و دانشگام کني

20ميليون هم خرج کاشت مو ميشه 40ميليون،

خب 30ميليون بده ترک تحصيل ميکنم ميرم مدرک بخرم ديگه!!


مجري: فکر ميکني با مدرک تقلبي بهت کار ميدن!؟


کلاه قرمزي: مگه با مدرک اصل ميدن!؟

 

 

 

 

بهترین دیالــــوگ سالـــــو تو ادامه مطالب گذاشتم

 

از دستـــــش ندین ...





دوشنبه سوم شهریور ۱۳۹۳ 23:0 voroujak

 

مردم میرن حموم حس خود خارش بینیشیون کم بشه

 

من میرم حموم حس خود خارش بینیم افزوده میشه !!!!

 

خدا یکم شانس بده !!!





سه شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۳ 22:57 voroujak

هیچ اعتقادی به دلگیر بودن غروب جمعه ندارم

 

ولی در کل غروب جمعه خر است....

 

نه ! نه !

 

غروب های دلگیر خر است...!!

 

 

خدایا یعنی میشه به زودی یکی از این نـــــی نـــــی ها بیاد تو خانواده ما؟!!

 

ادامه مطالبم یادتون نره

 





جمعه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۳ 19:41 voroujak

مامانم تمومه خودکارهای موجود تو خونه رو قایم کرده


آخه هر وقت که خودکار دستم میاد


یا رو دستو پای خودم نقاشی میکشم یا


رو دستو پای دیگرانو خط خطی میکنم


جدیدن هم با مداد ناخونامو لاک میزنم


انقدر خوشکل میشههههه......!!!!


مرز هم خودتون دارین!!!!



عکس مرتبط برای دوستایی ک خیلی اسرار داشتن عکس مرتبط باشه


خدا هیچ پسری رو به این روز نندازه!!!!


           *    ادامه مطالبو هم عاشقا فراموش نکنن!!    *





-cσптıпυε-
тαɢε: حرف ها ی یک وروجک

پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ 23:15 voroujak

دکتر بهم ممنوعیت غذایی داده


دیشب داداشم داشت چیپس میخورد هر کاری کردم به من نداد


نشستم کلی گریه کردم....


گریه ش بخاطر این بود ک خودم چیپسو واسش خریدم......


نخند خوب دلم میخواست...



                     چیپس خوردن پسرا در جمع:


                     چیپس خوردن پسرا در تنهایی:


            

                     بپا عینکت نیوفته


* خدا جون یه نوک پا میای پایین من بوست کنم؟!!!


امروز خیلی خوشحالم کردی


یه کهکشان ممنونم... *


                                          ادامه مطالبو بی زحمت جواب بدین





-cσптıпυε-
тαɢε: حرف ها ی یک وروجک

یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ 17:34 voroujak


یکی از لذت بخش ترین تفریحات من اینه که:


برم پایین پایینه هر وبلاگ


بعد جهش به بالارو بزنم


یهووو بیام بالا....


لذتی که تو این کار برام هست


تو سقوط آزاد از هوا پیما نیست........







тαɢε: حرف های یک وروجک

چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ 23:55 voroujak

میگم یه وقت زشت نباشه


 بر خلاف همه که کپی پیست میکنن


من از خودم مینویسم؟؟!!!


مدیونی اگه زشته بهم نگی....



چند بار برات پیش اومده این روزا؟؟





тαɢε: حرف ها ی یک وروجک

جمعه هجدهم بهمن ۱۳۹۲ 21:53 voroujak

اینجا از بس سرده حتی مسواک منم یخ زده.....


مامانم دیشب یادش رفت یکی از جوجه ها رو


بزاره تو لونش فکر کنم فردا ختمش باشه.......


گازم ک نداریم......


خلاصه همچی امنو امانه.........






тαɢε: حرف ها ی یک وروجک

دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۲ 15:2 voroujak

خیلی سخته که هم زمان دو جا مهمونی دعوت بشی


اصلن آدم تو 5 راهیه سختی گیر میکنه !!!!


هر جایی بره بالاخره حسرت جایه دیگه رو میخوره


ولی من امروز این مشکلو حل کردم


  1/5 ساعت رفتم اونجا 1/5 ساعت رفتم اونجا.........!!!!



                                                          ادامه داره




-cσптıпυε-
тαɢε: حرف ها ی یک وروجک

پنجشنبه دهم بهمن ۱۳۹۲ 11:40 voroujak

آقای / خانم کلاج عزیز


تو رو خدا حواستو جمع کن


من یکم تو رو تکون میدم تو کامل بالا نیا


که ماشینم خاموش بشه !!!


سپاسگذارم بابت همکاریت


چیه؟؟؟چرا اینجوری منو نگاه میکنی؟


کلاج خودمه دلم میخواد باهاش دردو دل کنم


تو چرا ناراحت میشی؟








тαɢε: حرف ها ی یک وروجک

یکشنبه ششم بهمن ۱۳۹۲ 12:0 voroujak

امروز برای اولین بار با  دنده 4  تو خیابون اصلی حرکت کردم


اییییییییی جاااااااااااااان


چه حالی داد سرعت.........!!!!!






тαɢε: حرف ها ی یک وروجک

چهارشنبه دوم بهمن ۱۳۹۲ 11:51 voroujak

توجه کردین اینجایی که نوشته "نظر "


هر چیزی توش نوشته میشه جز "نظر "؟؟؟



ادامه داره




-cσптıпυε-
тαɢε: حرف ها ی یک وروجک

جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۹۲ 22:29 voroujak

از پاییز تا حالا هرکی زنگ میزنه میپرسه:


اونجا هوا چطوره؟؟


میگم : تابستونه!!!


دیگه کم کم دارم شک میکنم اینجا جز ایران باشه


فک کنم ماله خط استوایی


اونوره نیمکره ای... جایی باشیم


دریغ از یه قطره "وارش"



حالا بزار تابستون بشه سقف یه ریز چکه میکنه


دوستان هم شهری در جریانن چی میگم...!!!





тαɢε: حرف ها ی یک وروجک

سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲ 0:4 voroujak

دوسالی میگذره از زمانی که استاندار مازندران


عطر زدو اومد جلوی دوربین و گفت :


" دو تا از شهر های مازندران نیز گاز دار شدند "


من الان کاری ندارم اون چرا عطر زد


میخوام بدونم دقیقن منظورش از گاز


گازه دی اکسید کربن بوووود یا اکسیژن؟؟


آخه شهر ما هنو گازشهری نداره هاااا...........!!!!




این کت وشلوارشو نمیفروشه؟


میخوامش بدم به استاندار





тαɢε: حرف ها ی یک وروجک

جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ 14:11 voroujak

یه مدتی بود فکر میکردم این بلاگفا آدمه


اما چه اشتباهی


نه آدمه نه ادم بشو


الان این چه کاریه که کرد؟؟


رمزی که موقع نظر گذاشتن


گذاشتو واسه چی خط خطی کرد؟؟؟


میخواست بگه ما هم آره؟؟؟!!!!!








тαɢε: حرف ها ی یک وروجک

سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ 23:8 voroujak

تا حالا شده از اومدن فردا خوشحال باشین


اما دعا کنین که فردا نیاد؟؟؟


به این میگن ترس از دست دادن روزهای خوش....







тαɢε: حرف ها ی یک وروجک

جمعه سیزدهم دی ۱۳۹۲ 23:11 voroujak

شکسته ام میفهمی؟؟!!!


به انتهای بودنم رسیده ام...


اما... پنهان شده ام پشت لبخندی که خیلی درد میکند...






тαɢε: اس ام اس

سه شنبه دهم دی ۱۳۹۲ 17:22 voroujak

تابلو ، نقاش را ثروتمند کرد...


شعر شاعر به چند زبان دنیا ترجمه شد...


گارگردان تمام جوایز را درو کرد


و همچنان واکس میزند کودکی که بهترین سوژه بود...









тαɢε: اس ام اس

جمعه ششم دی ۱۳۹۲ 12:17 voroujak

  اینجا ایران است!


 

          کشوری که بعضی از مردهایش



         جوری نگاه به اندام و پاهایت می کنند...


         که از زندگی خسته میشوی


        

         همیشه هم همان پسری که میگوید:


         به فکر تنت نیست !


        بیشتر دنبال رنگ لباس زیرت میگردد!



        آری اینجا ایران است 100% اسلامی


        آنقـدر اسلامی که مردهایش


        به بهانـه شلوغی مترو آنقدر خودشان را بهت میمالنـد،


        که ارضـا شونـد!




          همان جایست که در تاکسی پیرمرد آرام پشت دستش را


          به پاهایت میکشـد.



         همان بهشتی که روی خط عابر پیاده بخواهی عرض خیابان


         را طی کنی کلکسیونی به عشق تنت ترمز میزننـد.



   همان جائی که در دانشگاه استادهایش برایت تیک میزننـد..


   20  را میدهند به شرطی که اهل شیطنت باشی!



         حرف زیاد است...من فرصت نوشتن دارم!


          ولی...


         شانه های تو دیگر کشش این سنگینی غم ها را ندارد... 


         آن روی سکه ای که میخواستی..........






سه شنبه سوم دی ۱۳۹۲ 14:57 voroujak


آنگاه که تولد دختری بی گناه مایه ننگ عربها بود..


و زندگی برای دخترکان ساعتی بیشتر به طول نمی انجامید...


نیاکان ما بلند ترین شب سال ؛یلدا


شب تولد مینو(الهه زن)میترا(الهه خورشید)


را شب زنده داری میکردند،برای گرامی داشت مقام مقدس زن...


این شب و همه ی شب های پر ستاره ایرانی پیشاپیش


پیشکشتان...



عمرتان یلدایی...






شب یلدای من آغاز شد


نه سرخی انار نه لبخند پسته نه شیرینی هندوانه


بی تو یلدا زجر آور ترین شب دنیاست


بی من یلدایت مبارک...





тαɢε: اس ام اس

جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۲ 22:24 voroujak


وصله ی تنم نیست " تنم "


خاک اوردم خدا

مرا از نو بساز!




به اجبار عکاس میخندم


وگرنه من کجا


خنده کجا....





از بخت بدم


آیینه دار شهر کوران شده ام....









-cσптıпυε-
тαɢε: اس ام اس

چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲ 12:24 voroujak